قسم روباه را باور کنیم یا دم خروسو؟

آقا سگه رفت، بی خبر از اینکه روباه منتظر دور شدن اون بود.

همینکه آقا سگه حسابی دور شد، روباه ناقلا جلوی لونه خروس زری اومد تا نقشه اش رو عملی کنه ، جلوی پنجره ایستاد و شروع کرد به آواز خواندن :

ای خروس سحری                          چشم نخود سینه زری

شنیدم بال و پرت ریخته                   نذاشتن ببینم

نکنه تاج سرت ریخته                      نذاشتن ببینم

خروس زری که به خوشگلی خودش افتخار می کرد خیلی بهش بر خورد، داد زد: " نه بال و پرم ریخته، نه تاج سرم ریخته."

روباه گفت: اگه راست میگی بیا پنجره رو باز کن تا ببینمت.

خروس مغرور پنجره رو باز کرد و جلوی پنجره نشست و گفت : بیا این بال و پرم، اینم تاج سرم.

و همینکه خروس سرش رو خم کرد که تاجش و نشون بده، روباه بدجنس پرید و گردن خروس را گرفت.

خروس زری داد زد: آی کمک ، کمک ، آقا سگه به دادم برس.

آقا سگه با گوش های تیزش صدای خروس زری را شنید و به طرف صدا دوید.

دوید و دوید تا به روباه رسید؛ از روباه پرسید: "آی روباه ناقلا خروس زری را ندیدی؟ "

روباهه که دهان آقا خروسه رو بسته بود و اونو توی کوله پشتی انداخته بود، شروع کرد به قسم خوردن که والا ندیدم ، من از همه چیز بی خبرم، و پشت سر هم قسم می خورد.

یکدفعه چشم آقا سگه به کوله پشتی افتاد و گفت: " قسم روباه و باور کنم یا دم خروس را؟ "

آقا روباهه تازه متوجه شد که دم خروس از کوله پشتی اش بیرون آمده، پس کوله پشتی اش رو انداخت و تا می توانست دوید تا از دست سگ نجات پیدا کنه.

و خروس زری پیرهن پری هم همراه آقا سگه به خونشان برگشتند.

آره بچه ها جون وقتی کسی دروغی بگه، ولی نشانه هایی وجود داشته باشه که حرف او را نقض کنه از این ضرب المثل استفاده می شود.

/ 0 نظر / 8 بازدید