ضرب المثل

 
یک خشت هم بگذار در دیک
نویسنده : Bi neshan - ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٧
 

یک خشت هم بگذار در دیک

عروس خودپسندی، آشپزی بلد نبود و نزد مادر شوهرش زندگی می کرد. مادر شوهر پخت و پز را بعهده داشت. یک روز مادر شوهر مریض شد و از قضا آن روز مهمان داشتند. عروس می خواست پلو بپزد ولی بلد نبود، پیش خودش فکر کرد اگر از کسی نپرسد پلویش خراب می شود و اگر از مادر شوهرش بپرسد آبرویش می رود و او را سرزنش می کند.

پیش مادرشوهرش رفت و سعی کرد طوری سوال کند که او متوجه نشود که بلد نیست آشپزی کند.

از مادرشوهر پرسید: چند پیمانه برنج بپزم که نه کم باشد، نه زیاد؟

مادرشوهر جواب سوال را داد و پرسید: پختن آنرا بلدی؟

عروس گفت: اختیار دارید تا حالا هزار بار پلو پخته ام؛ ولی اگر شما هم بفرمائید بهتر است.

مادرشوهر گفت:اول برنج را خوب باید پاک کنی.

عروس گفت: میدانم.

مادرشوهر گفت: بعد دوبار آنرا می شوئی و می گذاری نا چند ساعت در آب بماند.

عروس گفت: میدانم.

مادرشوهر گفت: برنجها را توی دیک می ریزی و کمی نمک می ریزی و می گذاری روی اجاق تا بجوشد.

عروس گفت: اینها را می دانم.

مادرشوهر گفت: وقتی دیدی مغز برنج زیر دندان خشک نیست، آنرا در آبکش بریز تا آب زیادی آن برود بعد دوباره آنرا روی دیک بگذار و رویش را روغن بده.

عروس گفت: اینها را می دانم.

مادرشوهر از اینکه هی عروس می گفت خودم میدانم، ناراحت شد و فکر کرد به او درسی بدهد تا اینقدر مغرور نباشد؛ برای همین گفت: یک خشت هم بر در دیک بگذار و روی آن هم آتش بریز و بگذار تا یک ساعت بماند و برنج خوب دم بکشد.

عروس گفت: متشکرم ولی اینها را می دانستم.

عروس به تمام حرف ها عمل کرد و آخر هم یک خشت خام بر در دیک گذاشت. ولی بعد از چند دقیقه خشت بر اثر بخار دیک وا رفت و توی برنجها ریخت.

عروس که رفت پلو را بکشد دید پلو خراب شده و به شوهرش گله کرد. شوهرش پرسید: چرا خشت روی آن گذاشتی؟

عروس گفت: مادرت یاد داد. راست که میگن عروس و مادرشوهر با هم نمی سازند.

مادرشوهر رسید و خنده کنان گفت: دروغ من در جواب دروغ های تو بود، من اینکار را کردم تا خودپسندی را کنار بگذاری و تجربه دیگران را مسخره نکنی.

عروس گفت: من ترسیدم شما مرا سرزنش کنید.

مادر شوهر گفت: سرزنش مال کسی است که به دروغ می خواهد بگوید که همه چیز را می دانم. هیچ کس از روز اول همه کارها را بلد نیست ولی اگر خودخواه نباشد بهتر یاد می گیرد. حالا هم ناراحت نباشید، من جداگانه برایتان پلو پخته ام و حاضر است بروید آنرا بیاورید و سر سفره ببرید.

این مثال وقتی به کار می رود که کسی چیزی بپرسد و بعد از شنیدن جواب بگوید:"خودم همین فکر را می کردم" و با این حرف راهنمائی طرف را بی منت کند و به او طعنه می زنند و می گویند: یک خشت هم بگذار در دیک