ضرب المثل

 
آستین نو، بخور پلو
نویسنده : Bi neshan - ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٧
 

آستین نو، بخور پلو

روزی ملا نصرالدین به یک مهمانی رفت و لباس کهنه ای به تن داشت. صاحبخانه با داد و فریاد او را از خانه بیرون کرد.

او به منزل رفت و از همسایه خود، لباس گرانبها به امانت گرفت و آنرا به تن کرد و دوباره به همان میهمانی رفت.

اینبار صاحبخانه با روی خوش جلو آمد و به او خوش آمد گفت و او را در محلی خوب نشاند و برایش سفره ای از غذا های رنگین پهن کرد.

ملا از این رفتار خنده اش گرفت و پیش خودش فکر کرد که این همه احترام به خاطر لباس نو اوست.

آستین لباسش را کشید و گفت: آستین نو بخور پلو ، آستین نو بخور پلو.

صاحبخانه که از این رفتار تعجب کرده بود از ملا پرسید که چکار می کنی؟

ملا گفت: من همانی هستم که با لباسی کهنه به میهمانی تو آمدم و تو مرا راه ندادی و حال که لباسی نو به تن کرده ام اینقدر احترام می گذاری؛ پس این احترام به خاطر لباس من است نه به خاطر من، پس آستین نو بخور پلو، آستین نو بخور پلو...