ضرب المثل

 
هنوز دو قورت و نیمش باقی مانده
نویسنده : Bi neshan - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢
 

هنوز دو قورت و نیمش باقی مانده

می گویند حضرت سلیمان زبان همه جانداران را می دانست، روزی از خدا خواست تا یک روز تمام مخلوقات خدا را دعوت کند.

از خدا پیغام رسید، مهمانی خوب است ولی هیچ کس نمی تواند از همه مخلوقات خدا یک وعده پذیرائی کند.

حضرت سلیمان به همه آنها که در فرمانش بودند دستور داد تا برای جمع آوری غذا بکوشند و قرار گذاشت که فلان روز در ساحل دریا وعده مهمانی است.

روزی که مهمانی بود به اندازه یک کوه خوراکی جمع شده بود. در شروع مهمانی یک ماهی بزرگ سرش را از مهمانی بیرون آورد و گفت: خوراک مرا بدهید.

یک گوسفند در دهان ماهی انداختند. ماهی گفت: من سیر نشدم، بعد یک شتر آوردند ولی ماهی سیر نشده بود.

حضرت سلیمان گفت: او یک وعده غذا مهمان است آنقدر به او غذا بدهید تا سیر شود.

کم کم هر چه خوراکی در ساحل بود به ماهی دادند ولی ماهی سیر نشده بود. خدمتکاران از ماهی پرسیدند : مگر یک وعده غذای تو چقدر است؟

ماهی گفت: خوراک من در هر وعده سه قورت است و این چیزهایی که من خورده ام فقط به اندازه نیم قورت بود و هنوز دو قورت و نیمش باقی مانده است.

ماجرا را برای حضرت سلیمان تعریف کردند و پرسیدند چه کار کنیم هنوز مهمان ها نیامده اند و غذاها تمام شده و این ماهی هنوز سیر نشده.

حضرا سلیمان در فکر بود که مورچه پیری به او گفت : ران یک ملخ را به دریا بیندازید و اسمش را بگذارید آبگوشت و به ماهی بگویید دو قورت و نیمش را آبگوشت بخورد.

از آن موقع این ضرب المثل به وجود آمده و اگر فردی به قصد خیر خواهی به کسی محبت کند و فرد محبت شونده طمع کند و مانند طلبکار رفتار کند می گویند : عجب آدم طمعکاری است تازه هنوز دو قورت و نیمش هم باقی است.