ضرب المثل

 
شتر دیدی، ندیدی
نویسنده : Bi neshan - ساعت ٥:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠
 

شتر دیدی، ندیدی

مردی در صحرا به دنبال شترش می گشت تا اینکه به پسر باهوشی برخورد.
سراغ شتر را از او گرفت؛ پسر گفت: شترت یک چشمش کور بود؟ مرد گفت: بله . پسر
پرسید: آیا یک طرف بار شیرین و طرف دیگرش ترش بود؟ مرد گفت: بله ، حالا بگو شتر
کجاست؟ پسر گفت من شتری ندیدم.

مرد ناراحت شد و فکر کرد که شاید این پسر بلائی سر شتر او آورده و
پسرک را نزد قاضی برد و ماجرا را برای قاضی تعریف کرد.

قاضی از پسر پرسید: اگر تو شتر را ندیدی چطور مشخصات او را درست داده
ای؟

پسرک گفت: در راه، روی خاک اثر پای شتری دیدم که فقط سبزه های یک طرف
را خورده بود، فهمیدم که شاید شتر یک چشمش کور بود.

بعد دیدم در یک طرف راه مگس بیشتر است و یک طرف دیگه پشه بیشتر است. و
چون مگس شیرینی دوست دارد و پشه ترشی را، نتیجه گرفتم که شاید یک لنگه بار شتر
شیرینی و یک لنگه دیگر ترشی بوده است.

قاضی از هوش پسرک خوشش آمد و گفت: درست است که تو بی گناهی ولی زبانت
باعث درد سرت شد، پس از این به بعد شتر دیدی، ندیدی!

این مثل هنگامی کاربرد دارد که پر حرفی باعث دردسر شود. آسودگی در کم
گفتن است و چکار داری که دخالی کنی، شتر دیدی ندیدی و خلاص.