ضرب المثل

 
دعوا سر لحاف ملا بود
نویسنده : Bi neshan - ساعت ٥:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠
 

دعوا سر لحاف من بود

در یک شب زمستانی سرد، ملا در رختخوابش خوابیده بود که یک باره صدای غوغا از کوچه بلند شد.

زن ملا به او گفت که بیرون برود و ببیند که چه خبر است.

ملا گفت: به ما چه، بگیر بخواب. زنش گفت: یعنی چه که به ما چه؟ پس همسایگی به چه درد می خورد.

سرو صدا ادامه یافت و ملا که می دانست بگو مگو کردن با زنش فایده ای ندارد، با بی میلی لحاف را روی خودش انداخت و به کوچه رفت.

گویا دزدی به خانه یکی از همسایه ها رفته بود ولی صاحبخانه متوجه شده بود و دزد موفق نشده بود که چیزی بردارد.دزد دز کوچه قایم شده بود همین که دید همسایه ها کم کم به خانه اشان باز گشتند و کوچه خلوت شد، چشمش به ملا و لحافش افتاد و پیش خود فکر کرد که از هیچی بهتر است. بطرف ملا دوید لحافش را کشید و به سرعت دوید و در تاریکی گم شد.

وقتی ملا به خانه برگشت زنش از او پرسید: چه خبر بود؟

ملا جواب داد: هیچی ، دعوا سر لحاف من بود و زنش متوجه شد که لحافی که ملا رویش انداخته بود دیگر نیست.

این ضرب المثل را هنگامی استفاده می کنند که فردی در دعوائی که به او مربوط نبوده ضرر دیده یا در یک دعوای ساختگی مالی را از دست داده است.